اینجا دنیای مشترک و زیبای ما مادرها است...برای شما و از شما پروانه های کوچولو مینویسیم که همه دنیای ما هستید...

 
 
نویسنده :
 آیدا مسروری
تاریخ :
 ۱۳۸٧/۱٠/۸
زمان :
 ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ
نظرات ()

وایییی سلام...

خوبین ؟ همه چی روبراهه ؟ ما هم هستیم....نمیدونم چی پیش میاد که نمیشه بنویسم...کارای همیشگی...آخر ترم ها هم که همیشه من به یاد ایام جوانی می افتم تو کوران تحقیق و ترجمه و مقاله و مصاحبه و عکس وهزار تا چیز دیگه...چرا ؟ مگه نمیدونین ؟ آخه رضا دانشجو تشریف داره !!!! داداشم هم همینطور !!!! و بنده هم که فارق التحصیل یا به عبارت بهتر آچار فرانسه...

مهمونی میرم اون یکی میگه : هر روز برو مهمونی ها...اصلا یادت نیست تحقیق های من همه اش مونده...داد این یکی در میاد که : پس ترجمه های من چی؟ آیدا فلان روز باید تحویل بدما....و اینطوریه که من زنگ تفریح هایی رو که در طول روز با خوابیدن لاریسا بدست میارم....صرف امور علمی مینمایم !!!

الان واقعا احساس نمیکنین دلتون میخواد برام دست بزنین و تشویقم کنین ؟!!!

یه خبر خوب...یه خبر خوب...گوش شیطون کر , لاریسا خیلی بیشتر از گذشته به اسباب بازی ها و وسایلش علاقه و توجه نشون میده و خیلی قشنگ به طرز جالب و صحیحی ازشون استفاده میکنه و گاهی تا مدتی سرش با هاشون گرمه...اصلا باورم نمیشه...خدا کنه دایمی باشه....

تا اینجاش خوبه...از اینجا به بعدش یه کن دلخراشه !!! چون این دخمل ما خدا نکنه از یه عروسکی خوشش بیاد دیگه تمومه....اوقدر اونو با خودش اینور اونور میکشونه که بیچاره نابود میشه !!! یه عروسک داره که خیلی خوشگل بود (‌فعل رو دارین که ؟!) الان این بیچاره نه مو داره , نه مژه داره , نه لباس تنشه ....امروزم طی یک اقدام بیرحمانه لاریسا دستشو از جاش در آورد !!!

البته تقصیر اونم نیست ها...چون ابعاد این عروسک تقریبا با ابعاد لاریسا برابره !!! و بالاجبار این بلاها سرش میاد !!! اینم عکس یادگاری از این مرحوم !!!

 

                           

این چند روز من و لاریسا دو تا مهمونی دعوت بودیم...این بچه ما هم حسابی از خجالت خوراکی ها در اومد...خوب چیه مگه ؟ بچه ام فکر کرده نکنه میزبان دلگیر شه اگه چیزی نخوره...اولای مهمونی وسایل ذیرایی همه روی میزهای وسط بود...بعد ظرف آجیل توسط بنده منتقل شد روی اوپن ...کمی بعد تر ظرف شیرینی ها جمع شد...بازم کمی بعد تر وقتی دیدم داره راه میره و میوه میچپونه تو دهنش در کمال پررویی اونم جمع کردم...با مزه است نه ؟ آره خیلی ...حسابی حال آدم جا میاد و آبرو واسه آدم نمیمونه...

ما هم در راستای این جریانات قرارشده یه وام از بانک بگیریم و بریم یه کم میوه بخریم تا این بچه نخورده بار نیاد ...و مجبور نشه کمبود ویتامین بدنش رو تو مهمونی ها جبران کنه....

اینم لاریسا تو تولد دوستش...پارمیدا :

     

                         

 

 


هرکس این قسمت رو بخونه و بخنده خدا سوسکش کنه !!! حالا از ما گفتن بود....

هفته پیش من و رضا زود کارامونو کردیم و رفتیم تاتر شهر تا اگه بلیط گیرمون اومد بریم کار آییش رو ببینیم ( کرگدن)...رفتیم و زود هم رسیدیم...رضا رفت تو صف و در کمال خوش شانسی دو نفر مونده بوده بهش بلیط تموم میشه و اگه کسی میخواست میتونست روز پله ها بشینه...دیدیم تاتر که نشد ...پس بریم خونه مامان اینا تا لاریسا رو بذاریم و بریم یه فیلم ببینیم...رفتیم سینما آزادی تا بلیط بگیریم ...بعد از کلی مشورت یه فیلم رو  انتخاب کردیم که اونم فقط سانس ٩:٣٠ شذ بلیط داشت !!! پس خیلی شیک دور زدیم و رفتیم خونه مامان اینا ...اما اصلا فکر نکنین نشستیم تو خونه و در و دیوار رو نگاه کردیم ها...نخیر ...ساعت ٨  بعد از اینکه لاریسا از خواب ا شد , دیدیم ما که امروز به کارها و تفریحات فرهنگی نرسیدیم ...کوتاهی هم که از ما نبود ...پس امور فرهنگی رو بیخیال شدیم و رفتیم یه رستوران توپ کلی رضا جون رو پیاده کردیم و یه شام حسابی خوردیم و کلی هم کیف کردیم ...

و باز هم اگه فکر کردین که ما دیگه قرار نیست بریم تاتر و دست کشیدیم...سخت در اشتباهید...چون واسه این هفته موفق شدیم بلیط بخریم....   حالا هر کی بهم خندیده پشیمون میشه !!!نیشخند

راستی این جریانش چیه که شما اینقدر بی معرفتین و نمیرین به وبلاگ من سر بزنین و نظر هم نمیذارین؟    تقصیر منه که این همه مطالب با مزه و خوندنی پیدا میکنم و میذارم اون تو... تازه اش هم باهاتون  قهرم....قهر هم که میدونین زیر ١٠٠ سال نامردیه نیشخند



کلمات کلیدی : یاداوری خاطرات


 
من آیدا هستم.مادر یه دختر ناز به اسم لاریسا و همسر یک مرد مهربان و دوست داشتنی به اسم رضا...به تازگی هم یه عضو جدید به خانواده مون اضافه شده به اسم سام ..روزگار خوبی رو در کنار هم تجربه میکنیم و من تصمیم دارم تلخی ها و شیرینی های این روزگار رو اینجا ثبت کنم تا از یاد نره.
 
   
   
   
   
   
   
 

 
 
تمام حقوق اين وب سايت و مطالب آن متعلق به لاریسا، سام و مامان آیدا مي باشد.
.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ