اینجا دنیای مشترک و زیبای ما مادرها است...برای شما و از شما پروانه های کوچولو مینویسیم که همه دنیای ما هستید...

 
بابایی...جای جیزت کو ؟!
نویسنده :
 آیدا مسروری
تاریخ :
 ۱۳۸٧/۱٠/٢٧
زمان :
 ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ
نظرات ()

میدونین ؟ اگه منم میرفتم یه واکسن یا آمپول میزدم و بعدش یه نفر پیدا میشد اینهمه نازم رو بکشه...اندازه لاریسا عشوه میومدم و آه و ناله راه می انداختم !!!

پنجشنبه لاریسا وقت دکتر داشت برای چک آپ...تازگی فاصله این چکاپ بردناش یه کم زیاد شده و مثل اولا هر ماه نیست...که فکر میکنم درستشم همینه...خوشم نمیاد احساس کنم از اون مادرای وسواسی و زیاد حساسی هستم که بیخود و بی جهت بچه رو به دکتر و دارو و ...انس میدن...

به هر حال هر وقت احساس کنم لازمه و باید بره دکتر از همه کارم میگذرم و هر جور شده میبرمش ...

این دفعه هم بعد از ۴ ماه گفتم با اینکه مشکلی نداره اما بدک نیست یه قد و وزنی اندازه بگیریم و یه چکاپی بکنیم و از اون مهمتر چون به یک سال و نیمگی اش نزدیک هستیم...گفتم شاید واکسن هم داشته باشه...البته چندان مطمعن نبودم چون هنوز ٢٠ روزی وقت هست.

خلاصه که شال و کلاه کردیم و رفتیم ...گردش آخر هفته مون هم خلاصه شد در  رانندگی با یه دخمل نالان و گریان در بغل به علت واکسن زده شدن ! و یه گشتی تو اتوبان حکیم و کردستان زدن ...

تو مطب هم طی هر مکالمه ای که با بابایی داشتیم مجبور بودیم یه ساعت توضیح و تفسیر بدیم تا بلکه دلش رضایت بده لاریسا رو واکسن بزنیم ...میگفت : خوب میخوای بذار همون یه سال و نیمه گی اش بزن...آخه دردش میگیره که...میخوای براش نزن ؟!

 بعله...عزیزی که شما باشید...و دیگه...از اونجایی که لاریسا همیشه غرغرها و بی حوصله گی هاش مال منه...تا رسیدیم خونه و چشمش به رضا افتاد گل از گلش شکفت و تا ساعت ١٠ شب بنده با چشمای از حدقه در اومده شاهد جفتک چهارگوش انداختن ها و آتیش سوزوندن های لاریسا خانوم بودم و در عجب از اینکه : این بچه درد نداره ؟!

خلاصه در اثر استامینوفن خانوم رضایت دادن لالا بفرمایند ! اما در تمام طول شب یه حال اساسی از من بیچاره و گاها از رضا هم , به جا آورد...

میدونین؟ برای اولین بار لاریسا از اول شب تا صبح پیش من و رضا خوابید...اصولا به هیچ وجه اجازه این کار رو نداره ...اما دیشب چون احساس میکردم درد داره و ممکنه هر لحظه بهم احتیاج داشته باشه خوابوندمش رو تخت خودمون...و چه کار به جایی هم بود چون با وجود سه نوبت استامینوفنی که تا صبح بهش دادم هر دو سه ساعت بیدار میشد و بهانه میگرفت که یا تو بغل من آروم میگرفت یا رضا بغلش میکرد و نوازشش میکرد تا دوباره بخوابه.

صبح هم تا از خواب بیدار شد و گذاشتمش زمین دادش رفت هوا و فهمیدم پاش درد میکنه ! و بدین ترتیب یه روز پر از بهانه و ناله شروع شد...ووروجک ما اصلا رضایت نمیداد راه بره و میترسید پاش درد بگیره ....هر چنر دقیقه یه بارم رضا ازش میپرسد :

بابایی جیزت کو ؟ کجات جیز شده ؟

لاریسا هم با عشوه و ناله در حالی که پای راستش رو نشون رضا میداد میگفت : جیش !!!! البته سو تفاهم نشه ...منظور همون جیزه !

خلاصه اینگونه بود که هر چند وقت یه بار این سوال و جواب تکرار میشد و در ادامه با نوازش های رضا و قربون صدقه رفتناش تموم میشد...

کاش منم یکی واکسن میزد تا اینقدر نازم کنن و لوسم کنن !!!

بگذریم که من اصلا با این کارای رضا موافق نیستم و به هیچ وجه خودم اینقدر ناز لاریسا رو نمیکشم...اما چه کنیم ؟ از پس رضا بر نمیام. مثلا گاهی که حرفشو گوش نمیده یا اذیت  میکنه رضا دعواش میکنه ( با صدای بلند میگه : نکن ...برو کنار یا از این حرفا) و بعدش لاریسا چنان بغضی میکنه که بیا و ببین و زور میزنه تا گریه بسازه و دو تادستاشو میذاره رو صورتش و میزنه زیر گریه !!!! و البته خیلی وقتا به اینجا هم نمیرسه چون رضا دو ثانیه بعد از حرفاش میگه : بیا...بیا بابیی...بیا عزیزم بوست کنم....بیا بابایی رو بوس کن ...آها...آفرین ...خوب آشتی کردیم !!!!

و من همه اش تو این فکرم که لاریسا قراره از اون دختر لوسایی بشه که حرف نمیشه باهاشون زد؟! خدا نکنه....

خلاصه که اینم از واکسن لاریسا خانوم ما...به امید اینکه همیشه این فرشته های کوچوولوی ما سالم و سرحال باشن و صدای خنده هاشون فضای خونه هامون رو رنگین و زیبا کنه.

 



کلمات کلیدی : یاداوری خاطرات


 
من آیدا هستم.مادر یه دختر ناز به اسم لاریسا و همسر یک مرد مهربان و دوست داشتنی به اسم رضا...به تازگی هم یه عضو جدید به خانواده مون اضافه شده به اسم سام ..روزگار خوبی رو در کنار هم تجربه میکنیم و من تصمیم دارم تلخی ها و شیرینی های این روزگار رو اینجا ثبت کنم تا از یاد نره.
 
   
   
   
   
   
   
 

 
 
تمام حقوق اين وب سايت و مطالب آن متعلق به لاریسا، سام و مامان آیدا مي باشد.
.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ