اینجا دنیای مشترک و زیبای ما مادرها است...برای شما و از شما پروانه های کوچولو مینویسیم که همه دنیای ما هستید...

 
گزارش تصویری تکان دهنده از خراب کاری های لاریسا خانوم...قسمت اول
نویسنده :
 آیدا مسروری
تاریخ :
 ۱۳۸۸/٧/٢٤
زمان :
 ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ
نظرات ()

سلام.

دیدن این پست به آن دسته از دوستان که قلبشون ضعیفه یا خونه شون همیشه مثل گل تمیزه یا فسقلی شون تا حالا هیچ حال اساسی به زندگی شون نداده توصیه نمیشود !!!

اگه بخوام با جزییات شرحشون بدم , مسلما این پست تدیل میشه به یک ملودرام مکتوب...پس به همین تصویریش اکتفا میکنیم...فقص مختصر و مفید توضیح میدم...

    یه رژ لب نازنین بنده داشتم...نه نمیشه بذارین همه شو براتون بگم وگرنه میترکم !!

چند وقت قبل خودمو کلی خجالت دادم و رفتم یه سری لوازم آرایش کلینیک خریدم...گریه من شرمنده ام تو این پست اگه گاهی زیادی متاثر میشم شما منو ببخشید !!!

بعله میگفتم...چند روزی گذشت و من مثل عقاب چهار چشمی لاریسا رو میپاییدم که نره سر وقت اونا و دخلشون رو نیاره...تا اینکه یه روز گردنم خورد شه , گلاب به روتون رفتم دستشویی...خوب کار واجبه دیگه میدونین که !!! نمیشه نرفت... خانومی که شما باشید از در اومدم بیرون....وای چشمتون روز بد نبینه...دیدم رژ گونه نازنینم دست لاریسا خانومه ...پریدم از دستش بگیرمش دیدم...پودر شده...نمیدونم چطوری زده بودش زمین که کاملا پودر شده بود !!! گریه

نمیدونین چه حالی شدم...رفتم تو اتاق خرده هاشو از روی زمین جمع کردم...به چه حالی من اما اونا رو جمع کردم بماند...افسوس

دردناک ترین قسمت ماجرا اینجا بود که سر ظهر بود خواهر شوهرم و همسرش پیش ما بودن و خواب تشریف داشتن....فکر کنین اونهمه هیجان رو تو خودتون خفه کنین !!!سبز

و اینهم عاقبت رژ لب نازنین من که تا ذره آخرش مالیده شد رو دیوار اتاق !!!منتظر

Image Hosting by imagefra.me Image Hosting by imagefra.me Image Hosting by imagefra.me

نتیجه اخلاقی ماجرا :

١- لوازم آرایش گرون نخرید!!! بازنده

٢- بابت رژ لب بیشتر از ١۵٠٠ تومن پول ندین !!!یول

٣- اگرم میخرین و پول میدین لصفا دستشویی نرین !!!! خجالت

و این ماجرا تکرار شد !!! با چی ؟ ایندفعه با ماژیک وایت برد ...کجا؟ رو دیوار پذیرایی !!!!استرس

 ایندفعه بدجوری قاطی کردم ...تنبیه شد و اجازه نداشت از تختش بیاد بیرون ...باید میدیدینش چه قشقشرقی به پا کرده بود...خانوم بهش بر خورده بود!!!!میبینین تو رو خدا دوره زمونه رو ؟! انتظار داشت دستشم ماچ کنم !

 زود میام بقیه شیرین کاریاشم خدمتتون عرضه میکنم !!!!

 



کلمات کلیدی : خرابکاری های لاریسا


 
من آیدا هستم.مادر یه دختر ناز به اسم لاریسا و همسر یک مرد مهربان و دوست داشتنی به اسم رضا...به تازگی هم یه عضو جدید به خانواده مون اضافه شده به اسم سام ..روزگار خوبی رو در کنار هم تجربه میکنیم و من تصمیم دارم تلخی ها و شیرینی های این روزگار رو اینجا ثبت کنم تا از یاد نره.
 
   
   
   
   
   
   
 

 
 
تمام حقوق اين وب سايت و مطالب آن متعلق به لاریسا، سام و مامان آیدا مي باشد.
.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ