اینجا دنیای مشترک و زیبای ما مادرها است...برای شما و از شما پروانه های کوچولو مینویسیم که همه دنیای ما هستید...

 
ارشد...ارشد ...و باز هم ارشد !!!
نویسنده :
 آیدا مسروری
تاریخ :
 ۱۳۸۸/۱٠/٢۸
زمان :
 ۸:٥٤ ‎ق.ظ
نظرات ()

سلام...

تقریبا یه ماه مونده تا امتحان ارشد (سراسری ) و من اونقدر هول کردم که نمیدونم چی بخونم...!

روزا میان و میرن و من حس میکنم خیلی عقبم...البته انصافا همه رو خوندم ...دوره آخر مونده...فقط تو آمار و تاریخ ضعیفم...از هیچکدومشم خوشم نمیاد سبز

برای آزمون دانشگاه آزاد هنوز ٣ ماه دیگه وقت دارم...خیالم از بابت اون راحته...حالا دیگه فرقی هم نداره...

چند روز پیش رضا گفت بابا اینقدر نخون حالا علامه قبول نشی من بهت قول میدم آزاد حتما قبولی..زبان

بعد بد جنس یکی دو روز بعدش میگه : آیدا اگه سراسری قبول نشی چی ؟!!!(نیشخند قیافه اش این شکلی بود !!!)

تعجب...منتظر...گفتم چی ؟! یعنی تو میخوای به من بگی آزاد برم یا سراسری بد جنس ؟!

من یه سال با لاریسا پدرم در اومد تا خوندم..هر کدومش قبول شم میرماز خود راضی

البته رضا زیاد منو این مدلی سر کار میذاره...ولی انصافا اگه نمیشناختمش اونروز از ترس اینکه نذاره آزاد رو برم سکته میکردمچشمک

خلاصه اش اینکه بدجوری نیازمند دعاهاتون هستم...یادتون نره ها...

 



کلمات کلیدی : اندر احوالات مامان آیدا


 
من آیدا هستم.مادر یه دختر ناز به اسم لاریسا و همسر یک مرد مهربان و دوست داشتنی به اسم رضا...به تازگی هم یه عضو جدید به خانواده مون اضافه شده به اسم سام ..روزگار خوبی رو در کنار هم تجربه میکنیم و من تصمیم دارم تلخی ها و شیرینی های این روزگار رو اینجا ثبت کنم تا از یاد نره.
 
   
   
   
   
   
   
 

 
 
تمام حقوق اين وب سايت و مطالب آن متعلق به لاریسا، سام و مامان آیدا مي باشد.
.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ