اینجا دنیای مشترک و زیبای ما مادرها است...برای شما و از شما پروانه های کوچولو مینویسیم که همه دنیای ما هستید...

 
اندر احوالات لاريسا!!
نویسنده :
 آیدا مسروری
تاریخ :
 ۱۳۸٦/٦/٢٤
زمان :
 ٥:٤٠ ‎ب.ظ
نظرات ()

بالاخره سلام !!!!

بالاخره من همت کردم و وقتی این جوجوی فسقلی خوابید٬ به جای این که بدوم تو تختم و بخوابم در کمال از خود گذشتگی اومدم تا بعد از صد سال آپلود بشم!!!

لاریسا خانوم اصولا ترجیح میدن من هیچ کاری نکنم جز این موارد:

۱-شیر بدم( به توان۱۰۰۰)

۲-لاریسا رو بلد کنم تا بادگلو بزنه! البته این میل خودمه اگه تنبلی کنم خانوم نصف شیری رو که خورده روی بالشت ٬پتو٬ تشک ٬هر جا!!٬من یا بابایی بالا میاره!! و من علاوه بر تمیز کردن جاش و شستن لباسها باید مراحل رو از اول طی کنم و دوباره شیر بدم٬ بلندش کنم و...

۳- در مواقع گلاب به روتون ٬سریعا اقدام نمایم!( چون خانوم به شدت بدش میاد جاش کثیف باشه)

۴-بخوابونمش٬ البته اگه بعد از همه این کارها خواب از سرشون نپریده باشه!! چون در اون صورت بازی از اول شروع میشه!!

البته ایشون جز ۴ عمل اصلی کارای دیگه ای هم بلده انجام بده!مثلا:

-درست موقعی که مامانی میخواد صبحانه بخوره بیدار میشه!!

-همیشه موقع بیرون رفتن که من هزار تا کار دارم ٬ خانوم یادش میاد که شیر میخواد!!و دقیقا این تنها وقتیه  که شیشه رو نمیگیره!

-هر وقت من ظهر ها میخوام بخوابم٬ نیم ساعت بعد ایشون به این نتیجه میرسن که : حالا وقت چیه؟!! وقت شیر !!

-شیشه و پستونک رو هم هر وقت خودش دلش بخواد میگیره و وای به روزی که نخواد ...

اما گذشته از این ها دخترم خیلی دختر خوب و خانومیه! جز در مواردی که گرسنه باشه یا جاش کثیف باشه اصلا گریه نمیکنه.

وقتی حمامش میکنم قیافه اش خوردنیه! جیکش در نمیاد٬ حسابی هم کیف میکنه٬مخصوصا آخرش که میشونمش توی وان تا دست و پا بزنه٬ احساس بی وزنی از قیافه اش می باره!

مواقعی هم که خوابش میاد٬در حین شیر خوردن چنان غر غر های با مزه ای میکنه که من اگه از ترس بیدار شدنش و تکرار مراحل فوق الذکر نباشه٬اونقدر میچلوندمش که جیغش در بیاد!

خدا رو شکر شب ها هم خوب میخوابه و ساعت بیولوژیکی اش به نفع من تنظیم شده!

راستی چند تا از لباس هاشم بهش تنگ شده!! با با دخترم دیگه بزرگ شده! البته اگه منم اندازه ایشون میخوردم الان همه لباس هام بهم تنگ بود!

خلاصه یه مقدار سخت هست اما در عوض خیلی خیلی خیلی دوست داشتنیه.



کلمات کلیدی :


 
من آیدا هستم.مادر یه دختر ناز به اسم لاریسا و همسر یک مرد مهربان و دوست داشتنی به اسم رضا...به تازگی هم یه عضو جدید به خانواده مون اضافه شده به اسم سام ..روزگار خوبی رو در کنار هم تجربه میکنیم و من تصمیم دارم تلخی ها و شیرینی های این روزگار رو اینجا ثبت کنم تا از یاد نره.
 
   
   
   
   
   
   
 

 
 
تمام حقوق اين وب سايت و مطالب آن متعلق به لاریسا، سام و مامان آیدا مي باشد.
.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ