اینجا دنیای مشترک و زیبای ما مادرها است...برای شما و از شما پروانه های کوچولو مینویسیم که همه دنیای ما هستید...

 
لاريسا و همچنان سرما خوردگی...
نویسنده :
 آیدا مسروری
تاریخ :
 ۱۳۸٦/۸/٢٤
زمان :
 ۱۱:٥٢ ‎ب.ظ
نظرات ()

سلام.

لاریسا که هنوز خوب نشده هیچی٬ منم به دسته سرما خورده ها اضافه شدم!!

خلاصه که فین فین هر دومون به راهه و ناودون ها تا اطلاع ثانوی چکه میکنه!!

برای لاریسا دستگاه بخور خریدم تا یه کم راه تنفسش باز شه . انگار بهتره... گاه گداری بغلش میکنم و سرش رو میگیرو بالای بخار تا جی جی های بینی اش در بیاد!!

آنتی بیوتیکش رو هم میدم.

دیروز که زنگ زدم مطب دکتر تا باهاش مشورت کنم کلی حرصم در اومد. راستش ماجرا از این قراره:

(ساعت ۶ بعد از ظهر٬ تماس با مطب دکتر:)

من: سلام ٬ خسته نباشین ٬ من مامان لاریسا هستم٬ میخواستم اگه امکان داره با دکتر صحبت کنم ٬ یه سئوالی داشتم...

خانوم منشی: دکتر الان جواب تلفن نمیدن ٬۸ به بعد تماس بگیرین...

(ساعت '۸:۵  دوباره تماس با مطب:)

من: سلام میتونم از خانوم دکتر یه سئوالی کنم؟

 منشی: نه! الان ۱۰ تا مریض دارن وقت ندارن

من: پس کی زنگ بزنم؟ شما خودتون فرمودید  ۸ ؟!

منشی: ۹ الی ۹ ۹:۳۰ !!

من: اون موقع خانوم دکتر هستن؟

منشی :بله.

(ساعت ۹ شب!!)

من: سلام میخواستم از دکتر یه سئوالی بکنم.

منشی: بخشید . دکتر گفته ان  دیگه تلفنی جواب  بیمار ها رو نمیدن!!! گفتن تلفن وصل نکن!!!!!!!!!!

من: ولی دختر من مریض خودشونه. الانم ۹ شبه من دخترم کوچیکه و مریض شده ٬فقط یه سئوال داشتم...

منشی:....

من( زیر لبی و با عصبانیت) مرسی...

قطع تماس.

چرا؟ واقعا چرا بعضی ها اینطورین؟ نمیگم همه دکتر ها مثل هم هستن. نه...دکتر خود من در هر شرایطی برای من که مدت هاست مرض خودشم وقط میذاره و همیشه تلفنی باهام مشوت میکنه. اما این چه فکری کرد؟ حتما فکر کرده من میخوام به جای دادن پول ویزیت ٬ مشگلم رو تلفنی حل کنم!!

در صورتی که من فقط میخواستم بدونم تو شرایط لاریسا بخور مفیده یا نه ٬ همین...

  خلاصه که خیلی حرص خوردم. و به این فکر کردم چقدر آدما با هم فرق میکنن و تصمیم گرفتم وقتی رفتم مطبش حتما بهش بگم؛ آخه شما که فقط ۲ روز در هفته میشینین ٬چطور میشه؟ شاید یکی بچه اش آخر هفته مریض شد٬ باید تا هفته دیگه صبر کنه؟ آخه آدم تلفن رو بر میداره ٬ اگه به فرض دید طرف میخواد یه مشکل اساسی رو پای تلفن حل کنه ٬ اونوقت بهش بگو ؛نمیشه باید بیای مطب.

 دیگه چی بگم؟!.....خلاصه من به دستور همون دکتر دم خونمون که برده بودمش دارم عمل میکنم تا ببینم بعد چی پیش میاد.



کلمات کلیدی :


 
من آیدا هستم.مادر یه دختر ناز به اسم لاریسا و همسر یک مرد مهربان و دوست داشتنی به اسم رضا...به تازگی هم یه عضو جدید به خانواده مون اضافه شده به اسم سام ..روزگار خوبی رو در کنار هم تجربه میکنیم و من تصمیم دارم تلخی ها و شیرینی های این روزگار رو اینجا ثبت کنم تا از یاد نره.
 
   
   
   
   
   
   
 

 
 
تمام حقوق اين وب سايت و مطالب آن متعلق به لاریسا، سام و مامان آیدا مي باشد.
.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ