اینجا دنیای مشترک و زیبای ما مادرها است...برای شما و از شما پروانه های کوچولو مینویسیم که همه دنیای ما هستید...

 
 
نویسنده :
 آیدا مسروری
تاریخ :
 ۱۳۸٦/۱٠/۱٠
زمان :
 ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ
نظرات ()

سلام به همگی.

نمیدونین چقدر دلم واسه همهتون تنگ شده بود. داشتم پر پر میزدم که زودتر بیام و به همه تون سر بزنم و کامنت ها رو بخونم .

ما امروز ظهر برگشتیم . مسافرت خوبی بود .جای همه خالی. عروسی هم به خوبی و خوشی برگزار شد .و خدا رو شکر از مریضی و سرما خوردگی هم خبری نیست.گوش شیطون کر!!!

البته من و مامان سیستمی داشتیم اونجا !! به خاطر اینکه مجلس زنونه خونه پدر شوهرم بود و حسابی برو و بیا و سر و صدا بود. بنا بر این تصمیم گرفتیم بریم خونه برادر شوهرم که تقریبا با هم دیوار به دیوار هستن . اینطوری هم به اونجا نزدیک بودیم میتونستیم راحت بریم و بیایم و هم اینکه لاریسا راحت طبق برنامه اش میخورد و میخوابید و اصلا نظمش به هم نخورد . شب ها هم سر ساعت میخوابید و ما میرفتیم عروسی .پدر شوهرم هم اونجا هواشو داشت و من و مامان هم میومدیم مرتب بهش سر میزدیم و من بهش شیر میدادم و دوباره میخوابید و من میرفتم . خلاصه خیلی اینطوری خوب شد نه اون اذیت شد و نه ما.

خلاصه اینکه کل فامیل رضا تا روز آخر منتظر بودن لاریسا خانومو ببینن و از فسقلی خبری نبود و هر دفعه من در جوابشون میگفتم ؛ والا خونه محمد رضا اینا خوابه... مامانم هم پیششه .

تو هواپیما هم بهش پستونک دادم که گوشش نگیره . بهش یه هواپیما هم دادن .برش داشتم یادگاری از اولین سفر هواییش.

چند تا عکس هم از موش خانوم  براتون میذارم .بلاخره سفر بدون سوغاتی که نمیشه....



کلمات کلیدی :


 
من آیدا هستم.مادر یه دختر ناز به اسم لاریسا و همسر یک مرد مهربان و دوست داشتنی به اسم رضا...به تازگی هم یه عضو جدید به خانواده مون اضافه شده به اسم سام ..روزگار خوبی رو در کنار هم تجربه میکنیم و من تصمیم دارم تلخی ها و شیرینی های این روزگار رو اینجا ثبت کنم تا از یاد نره.
 
   
   
   
   
   
   
 

 
 
تمام حقوق اين وب سايت و مطالب آن متعلق به لاریسا، سام و مامان آیدا مي باشد.
.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ