اینجا دنیای مشترک و زیبای ما مادرها است...برای شما و از شما پروانه های کوچولو مینویسیم که همه دنیای ما هستید...

 
آخرین پست 86 !
نویسنده :
 آیدا مسروری
تاریخ :
 ۱۳۸٦/۱٢/٢۸
زمان :
 ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ
نظرات ()

سلام.
الان که دارم مینویسم نه غذای ظهر رو آماده کردم نه سوپ لاریسا رو گذاشتم و نه حتی دو تا استکانی رو که از صبحانه کثیف شدن شستم....اصلا مهم نیست.چون این چند روز همه اش به کارای خونه رسیدم و نتونستم بیام آپ کنم . الان که لاری خوابید گفتم بهترین فرصته تا آخرین پست امسال رو بنویسم.
آخی....یه لحظه دلم گرفت...آخرین پست امسال. بازم یه سال مثل برق و باد گذشت ٬ ما بزرگتر میشیم ٬ بچه ها هم...با اومدن بهار همه چی نو میشه جز یه چیز ٬ میدونین چیه؟ دوستی هامون...که به نظر من این قشنگ ترین کهنگی دنیاست ! نه؟ امسال به دو دلیل یکی از بهترین سالهای عمرم بود :


۱- بهترین ٬ زیبا ترین٬ پاک ترین ٬ بی شائبه ترین ٬ خالص ترین و با ارزش ترین حس دنیا رو تجربه کردم. خدا جونم ممنون که منو لایق مادر شدن دونستی ٬ ممنون که این تجربه شیرین رو با عطا کردن یه کوچولوی سالم و تندرست شیرین تر کردی. ممنون...ممنون ...هزار بار ممنون و شکر
۲- بخاطر شماها !  امسال دوستایی پیدا کردم که گرچه ندیدمشون اما اونقدر برام عزیزن و بهم نزدیک که این ندیدن کاملا نادیده گرفته شده ! دوستتون دارم و به داشتن دوستای گلی مثل شما افتخار میکنم.


و اما از هر چه بگذریم سخن لاریسا خوش تر است !!!
لاریسا در ۷ ماهگی:
                                وزن : ۵۰۰/۸
                                قد: ۷۰ سانت


تنبل خانوم ما کماکان هیچ تمایلی به چهار دست و پا رفتن نشون نمیده ! اما تا دلتون بخواد از روروک خوشش میاد٬ چون میتونه راحت تر به فضولی هاش برسه.
غذا رو هنوزم با کلی عشوه و ناز میخوره.  بعضی روزا غذا خوردنش میشه سریال اوشین ! ۹۰ قسمتی ! آخرشم درست نمیخوره .اما بعضی روزا اشتهاش خوبه و خوب میخوره .
راستی براتون بگم یه بلایی شده که نگو .دیگه حسابی ما رو میذاره سر کار ! وقتی بخواد بغلش کنیم نفس نفس میزنه و یه سرفه های کوچولو موچولویی میکنه که...وووششش دل من آب میشه. مثلا میخواد بگه من دارم سرفه میکنما ...منو بلند کنین ...میدونه چجوری توجه آدمو جلب کنه.سر همین بلا بازی هاش یه بار دختر خاله رضا میگفت : بابا اینقدر این لاریسا عاقل و با سیاسته شما همین الان میتونین شوهرش بدین !!
اینم بگم که لاریسا خانوم ما خیلی دختر خوش اخلاقیه . اصولا نق نقو و بد عنق نیست .خدا رو شکر.
یه چیز جالب دیگه اینکه کاملا معنی دعوا کردنو میفهمه.اگه من باهاش جدی  حرف بزنم یا وقتی داره جیغ میزنه با لحن قاطع و خشک ازش بخوام که بس کنه ٬ زل میزنه بهم و ساکت میشه ! البته بگذریم که طولانی مدت نیست و بعد از مدتی دوباره شروع میکنه اما اونم دلیل داره مثلا خوابش که بیاد باباشم نمیشناسه ! اما عکس العملش برام جالبه . اینم بگم که اصلا طاقت اینو نداره که دعواش کنیم و سریع بهش بر میخوره . یه گریه ای میکنه که بیا و ببین !
 اینم از لاریسا...


خوب دوستای گلم اگه نتونستم بیام و براتون تک تک کامنت بذارم منو ببخشین. اما همین جا رسما اعلام میکنم که مخلص همه تون هسنیم...دربست!! دوستتون دارم ...یه عالمه !!


آرین کپلم ٬مریم جون! سپهر جون٬ریحانه گل ٬ طاها عسل ٬ مریم عزیزم٬ نیما شیر پسر ٬ مامانی گلش یونا جیگر و مامانی ! نورای نازم ٬ منصوره عزیزم٬ امیر رضای قندی ٬ گلی خانومی و دنیا جان٬ دیبا نمکدون و پرند گلی و مامان خانومیشون٬ نادیای عزیزم و ٬ آئین جونم ٬ صابره گل ٬ ایلیا جیگر هدیه جون و ایلیا گلی٬ نگین جون و ایلیا بلای سمیه جون ٬ دلارام نازم ٬ ایلیا و سوده جون ٬ آرتا بلا ! مزدا پیشی و مامانی گلش ٬ آندیای ناز و مژگان جونم ٬ تارا عسل و نیلوفر جان ٬ سارا جیگر و خانوم هنا ٬ هستی ناز و نوشین جون ٬ نوشای گلم ٬ هاله عزیزم ٬ فاطمه زهرای گل و طاهره جون ٬ باران جیگر و مهسا....


همه تون برام عزیز و دوست داشتنی هستین . خوشحالم که دوستای گلی مثل شما دارم و همه شما کوچولوهای ووروجک رو مثل لاریسای خودم میپرستم.
عید همه گی مبارک . سالی سراسر شادی و تندرستی و موفقیت برای همه تون آرزو میکنم.
 

ما امسال از سوم میریم بندر دیلم . ولایت شوشو جان !!! در جوار مردم خونگرم جنوب و خلیج همیشه فارس اونجا بازار های خوبی داره ٬ کلی شوشو خانو پیاده میکنیم . برای گردش هم که احتمالا میریم دشت و جنگل و کنار ساحل. !!! جای همه گی تون رو هم خالی میکنیم .

فقط بدی اش اینه که رضا با ماشین میره من و لاریسا با هواپیما...خدا به خیر بگذرونه....نمیدونم لاریسا این یه ساعت و نیم رو وسط زمین و هوا چه حالی به من بده ؟!

راستی اگه میخواین با هواپیما سفر کنین حتما به کوچولو هاتون پستونک بدین تا گوش درد نگیرن.


 دخترکم ٬ به داشتنت افتخار میکنم....
قربون اون قیافه بامزه ات برم که وقتی لباس عیدت رو میپوشی اینقدر ماه میشی....
عید امسال برام شیرین تر از هر ساله .اونم به خاطر تو :
 
نون خامه ای من !!!!



کلمات کلیدی :


 
من آیدا هستم.مادر یه دختر ناز به اسم لاریسا و همسر یک مرد مهربان و دوست داشتنی به اسم رضا...به تازگی هم یه عضو جدید به خانواده مون اضافه شده به اسم سام ..روزگار خوبی رو در کنار هم تجربه میکنیم و من تصمیم دارم تلخی ها و شیرینی های این روزگار رو اینجا ثبت کنم تا از یاد نره.
 
   
   
   
   
   
   
 

 
 
تمام حقوق اين وب سايت و مطالب آن متعلق به لاریسا، سام و مامان آیدا مي باشد.
.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ