اینجا دنیای مشترک و زیبای ما مادرها است...برای شما و از شما پروانه های کوچولو مینویسیم که همه دنیای ما هستید...

 
لاریسا جیگر طلای نه ماهه ما ...
نویسنده :
 آیدا مسروری
تاریخ :
 ۱۳۸٧/٢/۱٤
زمان :
 ۱:٠۸ ‎ب.ظ
نظرات ()

سلام .
این چند وقت اصلا از دخملکم چیزی ننوشتم ٬ بیشتر سرم گرم جور کردن قرارمون بود و میخواستم که همه تون برای پست قرار وبلاگی نظرتون رو بگید ٬ بعدا من یه پست جدید بذارم .

و حالا این شما و این لاریسا خانوم ۹ ماهه ما :

                          


۱- دومین دندون لاریسا دو هفته بعد از اولین دندونش در اومد ! دندون پایینی اش سمت چپ .فکر میکنم ۷ اردیبهشت دیدمش

۲-راستی نگفتم ؛ لاریسا  الان ۳ هفته است که تو اتاق خودش میخوابه .فکر میکنم اولین شبی که جدا خوابید ۸ ماه و ده روزش بود .۲۲ فروردین . وای نمیدونین چقدر خوبه .به همه دوستانی که هنوز کوچولوهاشونو جدا نکردن توصیه میکنم امتحان کنید .سختی اش همون شب اوله که بار ها لاریسا بیدار شد و من تا صبح درست نخوابیدم .اما از فرداش باورم نمیشد ؛ فقط یه بار با دو بار در طول شب بیدار میشه و شیر میخوره و دوباره میخوابه .خودمم اینطوری خیلی راحت تر میخوابم

۳- ما دو روز این بچه رو بردیم عروسی ٬ چنان قرتی از آب در اومد که بیا و ببین ! میگن طرف آب نمیبینه وگرنه شنا گر قابلیه !‌حکایت طلا خانوم ماست ! اولین بار روز عروسی متوجه رقصیدنش شدم . اولش فکر کردم اشتباه میکنم ولی بعد دیدم نه... هر بار که صدای اهنگ میاد یا براش دست میزنم و میخونم ٬ نانای میکنه . وایییی نمیدونین چه ذوقی کردم. یه موبایل واسه اش خریدم آهنگ که میزنه همونطور که نشسته و پاهاش درازه دست میزنه و شکمشو میده بالا و پایین !!

۴-دیگه اینکه ٬ دخملکم حسابی فرز شده .اگه چیزی توجهش رو جلب کنه فوری خودش رو میرسونه بهش .دیگه چهار دست و پا رفتنش داره کامل میشه .

۵- یه کار بامزه دیگه هم که میکنه اینه که : کف دست ها و کف پاهاشو میذاره زمین و باسنشو میده بالا !!! تا حدی که بالای  سرش میخوره رو زمین و من به این نتیچه رسیدم که بچه ام از حالا استعداد عجیبی تو فیل هوا کردن داره !!!

۶- کلمه ای رو هم که هزار بار در روز میگه ؛  (نه ) هست !!! مخصوصا وقتی میخواد غر بزنه پشت سر هم میگه ؛ نه نه نه نه !!!!  یاد بگیرین !!! میبینین چه خوب از حالا (نه) گفتن رو یاد بچه ام دادم ؟!!

۷-دخترم احتمالا از اون کدبانوها میشه !! میگین چرا؟! آخه هر وقت دارم جارو برقی میزنم< مثل فرفره دور و بر من و جارو و دسته جارو میچرخه !!! اینقدر بانمک و سریع وول وول مبخوره که خنده ام میگیره ! معلوم هم نیست هدفش کدومه ؟! چون اصلا هم دست به جارو نمیزنه  !!!

 ۸- واییی نمیدونین ... قاتل گل های من بیچاره اس ! وقتی تو روروک میذارمش مثل برق خودشو میرسونه به گلدون های گلی که من گذاشتم رو زمین و خر اون بیچاره ها رو میگیره و وارو شون میکنه !!!‌گاهی هم نصف گلا میمونه دستش بقیه اش پخش زمین میشه!!! حالا خوبه مصنوعیه !! این همه من بیچاره پول بابت این گلا دادم ....دریغ !!!!

۹- راستی نگفتم دخترم چقدر علاقه به عینک داره ؟! هر وقت عینک آفتابی میزنم نگاه میکنه و میخنده و یه چیزایی هم میگه !!! بعدشم که معلومه؛ حمله ...که عینکو بگیره !

۱۰-و در آخر هم بگم که لاریسا کماکان عاشق سرلاکه .سوپش رو هم خوب میخوره در طول روز هم موز و سیب پوره شده با آب سیب بهش میدم



کلمات کلیدی :


 
من آیدا هستم.مادر یه دختر ناز به اسم لاریسا و همسر یک مرد مهربان و دوست داشتنی به اسم رضا...به تازگی هم یه عضو جدید به خانواده مون اضافه شده به اسم سام ..روزگار خوبی رو در کنار هم تجربه میکنیم و من تصمیم دارم تلخی ها و شیرینی های این روزگار رو اینجا ثبت کنم تا از یاد نره.
 
   
   
   
   
   
   
 

 
 
تمام حقوق اين وب سايت و مطالب آن متعلق به لاریسا، سام و مامان آیدا مي باشد.
.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ