سلام.

امروز خیلی روز مهمیه ...این پست هم برام خیلی مهمه !!! میدونین چرا؟

امروز آخرین ماهگرد لاریسای نازمه . دیگه از حالا به بعد روزشمار سالگرد تولدش شروع میشه 

و دیگه این که : وبلاگ من ولاریسا امروز یک ساله شد ...

 

نمیدونم چطور حسم رو بگم ...پارسال همین موقع ها بود که من تو اینترنت در باره وسایل سیسمونی و بارداری و از این حرفا سرچ میکردم و با وبلاگای این و اون سرک میکشیدم ...اما یه جا دلم گیر کرد ...میدونین کجا؟ تو وبلاگ هدیه نازم . دوست گلم .مامان ایلیا جونم . وقتی پست هاشو میخوندم کبف کردم ..

.چه حس خوبی بود .با نمک و صمیمی نوشته بود .با خوندنشون به خودم گفتم : چه جالب ! مثل من ! حرفای من ! دغدغه های من !‌ اضطراب های من ! فکر و خیال های من !

 

چقدر احساس همدلی میکردم باهاش ...یکی دو روزی بهش سر زدم  و همینطور به دوستایی که لینک کرده بود . بعد یه هو به سرم زد منم دست به کار شم . به خودم گفتم خیلی ایده خوبیه ! اینجا میشه یه دفتر خاطرات انلاین با کلی دوست و کلی مراوده و کلی تبادل اطلاعات !

قسمت شیرین و جذاب ماجرا هم وقتیه که این کوچولوها بزرگ میشن و اینا رو میخونن . بعد پیش خودشون  میگن : به به چه مامان باحالی !! چه کار خوبی کرده که همه چی رو واسم اینجا نوشته  و کلی از عکسام رو هم برام گذاشته ...

آره ...اون موقع با این فکر شروع کردم و با اینکه برام نشستن طولانی مدت خیلی سخت بود ...ساعت ها نشستم و  زیر و رو کردم و وبلاگ ساختم و با کلی ذوق و شوق یه پست بلند بالا هم نوشتم که دقیقا یادمه  وقتی آنلاین شدم و فرستادمش  دیدم ای دل غافل !!!همه چی پرید !!!  اما کوتاه نیومدم و یه بار دیگه نوشتم  این بار کپی پیست کردم تو ورد که اگه دوباره پرید متن رو داشته باشم .... وقتی وبلاگم رو باز کردم چه کیفی داشت . از اون به بعد هم که گشتم دنبال دوست . لینک کردم و لینک شدم...نوشتم و خوندم...کامنت گرفتم و کامنت گذاشتم...

اون وقت شاید نمیدونستم پا به چه دنیای عجیبی گذاشتم . شاید نمیدونستم چفدر قراره دل بدم به این لینک ها ...چقدر قراره دلواپس سنگ کلیه آیین باشم ...چقدر واسه پایان نامه هدیه  و مهسا دلم شور بزنه ...چقدر ناراحت غذا نخوردن مانی و ایلیا باشم ...چقدر غصه بخورم واسه سوده جون و ایلیای نازم که تا کی باید کولیک داشته باشه ...چفدر دلم هوای نورا رو بکنه هر روز و هر روز ...چقدر سر ذوق بیام از شیرین زبونی های یونا و اندیا و  تارا و  دیبا.

خلاصه که اینطوری هاست . اون موقع لاریسا ی نازم تو وجودم بود و با کش و قوص اومدنش و لگد زدنش دلم یه دریا ذوق و مهر میشد ...حالا ١١ ماهه شده و من عاشق !

امیدوارم سالها دوستی ام با همه رفقای گلم حقظ بشه . همه با هم شاهد رشد و بالندگی این گل دخمل ها و گل پسرا باشیم .

خوب دیگه من باید برم وگرنه کل وسایل آرایشی و عطر ها و خورده ریزای تو اتاق خواب از دست این خانوم خانوما کنف یکن میشه .

فعلا تا اطلاع ثانوی مخلص همه هستیم ...دربست .فدای همه تون

                                                       َ

/ 15 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرناز

آخی جانممممم. آخرین ماهگرد... نزدیک شدن به یکسالگی[قلب] سالگرد وبلاگت مبارک .

ريحانه

سلام آيدا جون واييي تولد ني ني هامون نزديكه به نظر من كه اولين سال تولد خيلي هيجان انگيزه.

Somi mamane Rozana

یه وقت چشم به هم میزنی میبینی که ... 20 سال گذشته و به سرعت برق. [گل]

سوری مامان عسل

سلام خانومی. 11 ماهگی لاریسا خوشگلم مبارک باشه. همینطور یکسالگی وبلاگ رو تبریک می گم. انشالله که همیشه اینهمه خوش باشین و زمان به تندی واستون بگذره. ببوس دخملت رو.[ماچ][بغل]

نيلوفر مامان تارا

سلام. 11 ماهگی خانم گل مبارک باشه.[گل] تولد وبلاگت هم مبارک.[گل] مثل همیشه خیلی خوشگل و دلنشین احساستو نوشته بودی. منم امیدوارم دوستیهامون همیشه پایدار بمونه و شاهد موفقیت و خوشبختی تک تک کوچولوهای ناز وبلاگستان باشیم.[ماچ][قلب] ببوس گل دخملی رو.[ماچ][ماچ]

ندا مامان رادین

آیدا جونم خانمی یازده ماهگی لاریسا جون مبارک حتما" برای تولدش سه تایی برین آتلیه و یه عکس بندازین خیلی قشنگ میشه و خاطره خوبی برای لاریسای عزیز. عزیزم خوشحال میشم پیش ما هم بیای[خجالت] من با اجازه تون لینکت کردم[چشمک]

سمیرا مامان رژین

[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][گل][گل][گل] سلام سلام صدتا سلام خوبی خانومی یکساله شدن دخملی مبارک البته شمارش معکوس شروع شده من هم تو انتظار دو سالگی هستم یکساله شدن وبلاگ هم مبارک باشه من هم خوشحالم که دوستان خوبی هستیم

مریم

سلام آیدا جون. خوبی؟ چند وقت بود اینجا نیومده بودم. چه خبره!!! اول اینکه آخرین ماهگرد لاریسای عزیز مبارکه. پس خانوم خانوما داره یک ساله میشه.[قلب] دوم اینکه چیکار کردی لاریسا تی وی نمی بینه . این طاهای ما هر جای خونه که باشه نگاش سمت تلویزیونه. راستی اون عکساش که بعد از حمام با حوله ازش گرفتی خیلی قشنگه. بوس برای لاریسا و مامانش[ماچ]

هدیه

سلام نفهمیدم کجا دارین میرین؟؟؟ ولی هرجا میری سفر خوش ما رو هم دعا کن