سلام به همگی٬

الان که شروع کردم به نوشتن٬اصلا مطمئن نیستم کی میتونم این یادداشتم رو تموم کنم... از اونجایی که لاریسا خانوم منتظره تا من بخوام کاری بکنم٬فوری از خواب بپره و بزنه تو کاسه کوزه ما٬  احتمال زیاد میدم که الان بیدار بشه!!!

12_1_206.gif23_34_1.gif
13_3_7.gif13_3_15.gifامروز لاریسا یک ماهه شد!
36_22_31.gif

اینقدر سرم گرم بوده که اصلا نفهمیدم کی یه ماه شد! اگه قرار باشه به این زودی بگذره ٬ احتمالا تا چشم به هم بزنم مادر بزرگ شده ام!!

هنوز خیلی چیزا مونده که از دنیا اومدن این فسقلی بخوام بنویسم٬ ولی چه میشه کرد؟! وقت نمیشه!

از زردی گرفتنش٬ بیمارستان بستری شدنش٬ راه به راه آزمایش دادن هاش٬ و کلا اوضاع و احوال این یه ماهه.

حتما در اولین فرصت از مصائب شیرین مادری براتون مینویسم تا اونایی که نی نی گولو هاشون به دنیا اومدن باهام همدردی کنن36_1_44.gif٬ اون هایی هم که نی نی گولوهاشون هنوز تو دلشونه یه کم از زندگی نا امید بشن!!!36_1_1.gif

ولی حالا میخوام بگم این یه ماه اخیر کلی فرق با بقیه ماه های زندگیم داشته.شیرینی وجود قندک کوچولوی ما باعث شده همه چی قشنگ تر بشه ٬ ما همه مهربون تر بشیم٬ احساس مسئولیت ها بیشتر بشه ٬ صمیمیت ها پر رنگ تر٬ دلبستگی ها فراوون تر ٬ و کلا کانون خانواده گرم تر.

من فکر میکنم وجود همه بچه ها اینقدر با برکته و با بودنشون کلی چیزای خوب به زندگی بزرگ تر ها هدیه میکنن.

36_3_6.gif
/ 3 نظر / 13 بازدید
سپيده

صبر كن شيرينكارياش شروع بشه اونوقت ميخواي بخوريش

مامان نی نی گولو

آخی ... يک ماه گذشت .... چه قدر زود می گذره .... معلومه که نی نی ها کلا همه وقت آدم رو می گيرن و نمی تونی هيچی بيای از خبرها بگی .... حالا اميدوارم که حال جفتتون خوب باشه ... حتما بيا زودتر از زايمان کردنت بگو تا ما هم چيز ميز ياد بگيريم لاريسا خانوم خوشگلو ببوس

مرضیه

سلام . من از دوستای وبلاگی نی نی گوگولی هستم با اجازه لینک می کنم .به ما هم سر بزن.نینی خوشکلتو ببوس. خیلی نازه