مراسم سفارش دادنون !!

سلام به نی نی گل٬

سلام به مامان های همه نی نی گل های دنیا٬49.gif

نی نی گلم٬امروز بابایی طی یک اقدام جوانمردانه (!)16.gif مامانی رو برد خونه     مامان مینا  که برن تخت و کمد  سفارش بدن.

Banane21.gifوضع نی نی گولو توپ می شود !!  04.gif36.gif

نی نی جونم ٬ نمیدونی مامانی چقدر ذوق کرد تا آخر هفته بشه و بره برات تخت و کمد سفارش بده!31.gif

خلاصه٬ جونم برات بگه: صبح بعد از اینکه مامانی و بابایی خیلی شیک با ماشین شخصی وارد محدوده طرح شدن32.gif و بازم خیلی شیک از جلوی آقا پلیسه رد شدن05.gif!! رفتن خونه مادر بزرگ.

(همین اولش بگم تو قرار نیست از این کارا بکنی ها..30.gif ما هم دفعه اول و آخرمون بود03.gif)

بعد از ناهار  همگی رفتیم حسن آباد...

و اما...مراحل سفارش دادنون!05.gif

مرحله اول چرخ زدن تو چند تا مغازه بود برای دیدن مدلهای مختلف و ارزیابی کلی !!!26.gif

مرحله دوم٬ بعد از برگشتن به همون مغازه اولی04.gif ٬ نوبت رسید به انتخاب بین سرویس چوب یا ام دی اف...

و اکنون بابایی وارد صحنه میشود....!15.gif 

اینجای ماجرا هم بابایی بعد از بررسی و تفحص بسیار(معنی این کلمه آخری رو وقتی بزرگ شدی مامانی برات میگه٬ خوب؟!10.gif) به این نتیجه رسید که سرویس چوب بگیریم بهتره٬محکم تره و قشنگ تره! بعدشم به این نتیجه رسید که اگه نبود :

چه کلاهی سر مامانی و مامان مینا میرفت!!!!04.gif25r30wi.gif

خلاصه خدا بهمون حسابی رحم کرد که بابایی بود و ما سرویس ام دی اف سفارش ندادیم که کلاه سرمون بره!!!04.gif (البته خداییش حضور بابایی نعمت بزرگی بود32.gif04.gif)

وای از این مرحله سوم... انتخاب مدل کمد!!40.gif39.gif34.gif

که دقیقا شد همون مثلی که میگه: همسایه ها یاری کنید تا مامانی کمد انتخاب کنه!!!10.gif

این مرحله هم با همکاری همسایه ها و بابایی و مامان مینا٬بعد از حدود یک ساعت و به قیمت کچل شدن آقای فروشنده توسط مامانی14.gif35.gif46.gif٬ به خیر و خوشی گذشت!!!

مرحله چهارم که انتخاب تخت سرکار علیه بود٬الحمدلله زود تموم شد و رفتیم به مرحله فینال!41.gif

این یکی هم هفت خوانی بود!(تموم این سختی ها واسه این بود که سرویس تو وروجک قشنگ بشه) خلاصه٬ بابایی که دیگه کاملا وا رفته بود!!37.gif28.gif و مامانی و مامان مینا با هم به این نتیجه رسیدن که ترکیبی از سه رنگ :صورتی ملایم و بنفش ملایم و سفید٬قشنگ میشه و آقای مغازه دار هم تائید کرد. بابایی هم که دیگه دلش میخواست هر چه زود تر از این ماجرا خلاص شه! رای موافق داد>البته نه از روی رفع مسئولیت ها!!15.gif

صحنه آخر: موزیک دشاد در حد بادا بادا مبارک بادا !!!263.gif

مامانی و مامان مینا و بابایی خوشحال و راضی از خریدشون٬راه افتادن به سمت خونه!41.gif

/ 0 نظر / 19 بازدید