سلام.

کوتاه مینویسم...چون این فسقل خانوم ما هنوز مکالماتش خیلی طولانی نشده و یکسری چیزا رو مدام تکرار میکنه...اما به هر حال اینا شیرین زبونی های اولیه این فسقل خانوم ماست...

(مکان: پارک....زمان :غروب(وقتی دیگه هیچکس تو پارک نیست))

بعد از خرید وقتی میبینم هنوز وقت داریم و بابایی هنوز نرسیده خونه...راهمونو کج میکنیم و سر از یکی از پارکای اطراف خونه در میاریم...

لاریسا رو میشونم رو تاب و اونم با صدای بلند میخونه...

لاریسا: تاب تاب عباسی ...خدا منو ننداسی...اگه اگه عباسی...(بقیه اش هم به زبون مریخی هاست !)قلب

یه کم تاب میخوره و شعر میخونه بعد...

لاریسا: تاب تاب , میام پایین...پایین...مامانی پایین !!!ماچ

من: مامانی میخوای بیای پایین ؟

لاریسا : آده (آره)

من: اونوقت کجا بریم مامانی؟ بریم خونه ؟

لاریسا :  نه , میم سوسوهه‌  ->  su su e ( بریم سرسره )

من: باشه . بیا مامان از اینجا برو بالا...

لاریسا : باشه !!!!

چند باری از سرسره سر میخوره و بعد میره سراغ یکی دیگه ...میرسه به بالای یکی از سرسره ها که از بقیه بلند تره...به محض اینکه میرسه اون بالا :

لاریسا : (eeee)!!! بوزوگه ! (e ! بزرگه؟‌!) نیشخند و دوباره میخواد از پله هاش بیاد پایین ...

بهش میگم: نه مامانی ...اشکال نداره بیا من دستتو میگیرم...بیا

لاریسا : میگیری ؟!! باشه !!!بغلماچ

و سر میخوره میاد پایین....

           

اونروز داشت کارتن ( به قول خودش کاتون ) میدید , یه تکه لواشک هم دستش بود...دیدم نخوردش ...حدس زدم باید یه خورده ترش بوده باشه...

همینطور که سرم تو کتاب بود برش داشتم و تا اومدم بذارمش تو دهنم دیدم گفت:

لاریسا : اووشک تووشه مامان ...نخویییا !!!!تعجب  ( لواشک ترشه مامان ...نخوریا !!)

قربون اون حواس جمعت برم من.قلبماچ

اونروز داشت سی دی بانی نی  رو میدید...به یه قسمتش رسید که آهنگ بعدی رو اعلام میکرد... لاریسا هم که تا اونجای سی دی رو داشت با دقت نگاه میکرد یه هو گفت :

_نی نی لالاهه !!!

سرمو بلند کردم دیدم نوشته لالایی ...و بعد از چند لحظه آهنگ لالایی رو خوند...!!!!تعجب

فکرشو کنید این فسقلی ها چقدر هواسشون جمعه و تا چه اندازه به همه چی توجه میکنن...باورم نمیشد تا این اندازه هواس جمع باشه که چه اهنگی بعد کدوم یکی پخش میشه ؟!

   

 تا اینجای ماجرا رو داشته باشید...به همین زودیا شاهد یه گزارش تکان دهنده تصویری از خراب کاریای لاریسا خانوم  خواهید بود ....!!

/ 11 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عمو پورنگ

سلام روز جهانی کودک بر شما خانواده محترم مبارک باد ..وبلاگ شما نیز در کودکانه قرار گرفت کودکانه را به سایر دوستان تون هم معرفی کنید

عمو پورنگ

سلام روز جهانی کودک بر شما خانواده محترم مبارک باد ..وبلاگ شما نیز در کودکانه قرار گرفت کودکانه را به سایر دوستان تون هم معرفی کنید

مامان دیبا و

سلام دوستم ما رو دست کم نگیر مامانی . آیدا جون کلی دخملکت بزرگ و خانم شده.[قلب]

مامان نورا

از الان داره دلم برای اون گزارش تکاندهنده قیلی ویلی می ره ...[ماچ] می بینی بچه ها تازه وقتی زبون باز می کنن آدم حس می کنه از نو عاشقشون شده ... مخصوصا این لاریسا خانوم که این همه هم خوردنیه ... راستی آیدا جان خیلی خوشحالم که این جا دوباره داره رنگ و بوی خوش قدیم رو به خودش می گیره ... واقعا این مدت که نمی نوشتی خلا’ت کاملا حس می شد ... هنوز یادم نرفته قبل از این دوره ی رکود چقدر اکتیو و شیطون بودی ... این ساناز بدجنس هم نسبت به گذشته یه کم داره تنبلی می کنه ... گناه ما چیه که شما جوونها و بچه اکتیوهامون زدید به رگ تنبلی ... امید ما به شما جوانهاست عزیزم [نیشخند]

مهسا مامان باران

آیدا ... شماره ات رو گم کردم ... عکسها رو هم نتونستم باز کنم ... باران هم داره از کل و کولم بالا می ره .... کاش یه قرار دست و پا کنی بلکه منم بتونم بیام ببینمتون .... ببخشید دیر دیر میام و با ذیق وقت روبرو هستم ... جبران می کنم ....

آرزو

salam salam merc ke be ma sar zadiiiiiiiii linkidametooooooooooooon rasty chhe ghando asal mahy dariiiiiiiiiin roozes mobarak

گلناز

منتظر این پست هیجانی تون هستیم.

سارا

سلااااااااااااااااام چه عسلی شده این دخملک.از طرف من ببوسسسسسسسسسسش. راستی بدو بیا ما آپیم

شکرانه

ماشاءاله چه وبلاگ پرو پيموني دارين خدا دختر گلتونو براتون حفظ كنه شما رو هم براي اون