سلام

چند روزی که تعطیلات بود با خاله ام و مامان و بابا و برادرم و رضا و لاریسا فینگیل رفتیم رامسر. هم برای گردش و هم برای عروسی پسر عمه ام.

روز عید فطر عروسی بود . بعد از کلی دوندگی خودم آماده شدم و لاریسا رو هم حاضر کردم و رفتیم عروسی .همه عاشق لباسش شده بودن ( یه دست لباس براش از سنایی گرفته بودم خیلی ملوسه ) براش بال و شاخک و عصای جادو هم گرفته بودم که دیگه تکمیل شده بود .عکساش که حاضر بشه براتون میذارم .

عروسی خوش گذشت اما اخراش از دماغ همه مون در اومد .آخه عموی کوچیکم .سعید که مجرده نمیدونیم به چه علتی از پشت سر خورده بود زمین و جمجمه اش شکست.آخگریه

سریع رسوندنش بیمارستان و بردنش اتاق عمل .تنها شانسی که اوردیم این بود که نرفت تو کما !استرس ما که اون صحنه رو ندیدیم اما شوهر عمه ام میگفت یه لحظه دیدیم افتاد تا رفتیم سراقش از هوش رفت . مقل این که سر گوسفند رو ببری از سرش خون میپاشید بیرون ...دیگه نه ضربان نبض داشت نه تنفس . رنگش شد مثل گچ دیوار ....گفتیم دیگه تموم شد ...دل شکستهگریهخلاصه که اون بیچاره ها که دیده بودنش حالشون از ما بد تر بود....خنثی

خدا اول به مامان بزرگم و بعد به همه ما رحم کرد که به هوش اومد و حالش بهتر شد . از اون بد تر این بود که چطور خبر رو به مامان بزرگم بدیم ...

خلاصه کلی حالمون گرفته شد ...الانم یه کم بهتره اما هنوز باید تو بیمارستان بمونه . بچه ها تو رو خدا براش دعا کنید ناراحت

اینم عکسای لاریسا تو این سفر ...البته عکسای عروسی توشون نیست .که بعدا براتون میذارم

/ 18 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سوری مامان عسل

سلام خانومی. رسیدن به خیر. همیشه به سفر و عروسی. خیلی ناراحت شدم واسه عموت. امیدوارم که حالش بهتر شده باشه و خیلی خیلی زود از بیمارستان مرخص بشه. راستی آیدا من عکسهای دخملت رو ندیدم چرا؟ منتظر عکسهای بعدی هم هستیم.[ماچ][بغل]

آرزو مامان آرش

سلام خوبی؟ خداراشکر که در نهایت به خیر گذشته. انشاءالله که همیشه سلامت و شاد باشین [ماچ][گل][خداحافظ]

زهرا عوچولو

شلام خوبی؟؟ چطوری خاله ایدا؟؟ میتونم بهت بگم خاله قربونت بشم من هنوز کوچلویم خوشحال میشم بیای تو وبم دوشت دالم اخه میخام تو نت یه عالمه خاله و عمو پیدا کنم [ماچ][زبان][هورا][خنده]

نسیم

یه بوس واسه فرشته کوچولو[ماچ]خوشگل ترین دختر دنیا کیه؟خب معلومه دیگه لاریسا خوشگله خودمون[بغل][ماچ]

نسیم

امیدوارم که عموت زود خوب بشه آیدا جون.چه اتفاق ناراحت کننده ای.به خیر گذشت.صدقه بدید. روی ماه لاریسا رو ببوس. پاییز خوبی برات ارزو دارم.[گل]

هدیه

سلام امیدوارم هر جه زودتر عموت بهتر بشه تو عروسی اتفاق وحشتناکی بوده کم پیدا شدی حتما تو هم حسابی سرت با لاریسای موش گرمه

احمد

ممنون از مطالب زیباتون. همیشه سبز باشین. وبلاگ من: www.eshghi64.blogfa.com

Somi mamane Rozana

سلام خانومی. معذرت که اینقدر دیر اومدم. اخه فعلا وبلاگم باز نمیشه. میترسم که آی پی های ایرانو بلاگ اسپات بسته باشه[گریه] حالا ببینیم چی میشه. راستی چرا توی بازی خواب آسمونی شرکت نکردی؟ آدرسش اینجاست. اگه وقت کردی بیا و رای بدا. بوس بوس واسه لاریسا خوشگله و بای http://koorosh-j-a.persianblog.ir/post/23