دخترک و دندانهایش

خوب حتما حدس میزنین که منم دو روز بعدش امتحان داشتم !!!!

شنبه صبح فوری رسوندمش دکتر و گفت چون لاریسا نمیشینه باید بیهوشش کنیم و دندوناشو درست کنیم.... دیگه  در حالی که کاملا مستاسل و ناچار بودم رفتم که وقت دندون پزشکی و اتاق عمل رو بگیرم که  :

رضا از طریق دوستش شماره یه دندونپزشک اطفال رو پیدا کرد که خیلی تعریفش رو میکردن....

همون روز وقت گرفتم و رفتیم پیشش....

وقتی دیدمش حس کردم بهش اطمینان دارم.... واقعا کارش رو بلد بود

و لاریسایی رو که حاظر نبود دندوناشو نشون بده دو جلسه است روی دندوناش کار میکنه.....

نه اینکه لاریسا راحت بره و گریه نکنه.....

نه !

هم توی اتاق انتظار کمی دلهره میگیره هم زیر دست دکتر گریه میکنه (راستش میکنیم !) اما دکترش با شگرد ها و ترفندهایی که داره رگ خواب بچه ها دستشه و حسابی از پس کارش بر میاد.....

ما همچنان راه دندون پزشکی رو در پیش داریم فکر کنم دو یا سه جلسه دیگه کار داریم....اما دیگه خیالم کمی راحته....

این جلسه با اینکه دندونش رو عصب کشی کرد و لاریسا هم حسابی از خجالتش در اومد اما در پایان لاریسا دکتر رو بوسید !!!!! و بهش گفت 3 تا دوستت دارم !!!!!!!

دکتر بهم نگاه کرد و گفت : باباش دید ما همدیگه رو بوس کردیم ! مگه نه لاریسا ؟

لاریسا گفت : آره ! و دوباره رفت و دکتر رو بوسید !!!!!!!!!!!!!!!!

دکتر گفت : تازه بهم گفته 3 تا دوستت دارم ! لاریسا چند تا دوسم داری ؟

فینگولک منم در حالی که یه گاز خونی رو گوشه لپش و لای دندوناش فشار میداد گفت : 8 تا دوست دارم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

دکتر میگفت : خدا رو شکر داره بیشتر میشه !!!چشمک

*****************************************************

تو این ماجرا همه چیز کسل کننده و ناراحت کننده است و فقط یه چیزه که خیلی جالب و مفرحه !!!!

میدونین چی ؟ کل کل کردن های لاریسا و چونه زدن هاش با دکتر !!!!

در همه حالت بطور خستگی ناپذیری با دکتر چک و چونه میزنه و دکتر هم که کم نمیاره !!! این بگو ...اون بگو !!!

تا جایی که حتی گاهی من و رضا حسابی میخندیم !!!

دکتر به رضا میگفت : عجب سرتقیه این لاریسا !!!!

 گوشه ای از مکالمات لاریسا و دکتر شرکا ::::::::

 

لاریسا ، کاملا آمرانه !! :   اونو (مته دندونپزکشیو) بذار کنار...اون خطرناکه !!!!

دکتر : نمیذارم ! خطرناک نیست !

لاریسا : میگم خطرناکه !!!

دکتر : تو خطرناکی !

لاریسا : نه اون خطرناکه !!!!

و این ماجرا ادامه داشت....

لاریسا : میخوام برم خونه مون !

دکتر : باشه کارت تموم شد برو !

لاریسا : نه الان میخوام برم !

دکتر : نخیر ! اینجا من دستور میدم ...

لاریسا : منم الاقم رو بهت نمیدم !!!!!!

 دکتر : الاق ؟ الاقم داری ؟ به من نمیدی ؟

لاریست : نه ! نمیدم !

دکتر : بابا الاقت رو نگه دار واسه خودت ! الاق میخوام چی کار ؟ من خودم مرسدس بنز دارم !

 

 

 

 

/ 10 نظر / 22 بازدید
مامان دیبا و پرند

سلام دوستم یه وقتهایی واقعا به این دکترها حسودیم میشه که اینقدر ریلکس هستند.[عصبانی] خدا رو شکر که یه دکتر مطمئن پیدا کردی و زودتر مشکل دخملک رو حل کردی.[قلب]

آرین و مامانی

سلاااااااااااام خوبین شما؟ آخی نازی لاریسا من الانشم از دندون پزشک میترسم چه برسه به دخمل کوچولومون بازم اینهمه که همراهی کرده جای شکرش باقیه[ماچ][قلب]

سپیده عمه آریانا

سلام آیدا جون خوبید الهی قربون این دخملی برم من . از دندون پزشکی خیلی بدم میاد . باز دخملیمون کلی خانمی کرده . بوووووووووووووووووووووووس برای لاریسای گلم[ماچ][بغل][قلب][گل]

آزاد

سلام دوست گرامی ، با یک مطلب جدید به روز هستم . اگر فرصت داشتید ، خوشحال می شوم یک سری بزنید . پیروز باشید http://blog.cheshmehregi.com

کودک سیتی

سلام بر شما مادر عزیز اگر به دنبال پرورش خلاقیت فرزندتان هستید حتما به وب سایت ما یعنی کودک سیتی سر بزنید! ما در زمینه سرگرمی های آموزشی مثل اریگامی ، کاردستی و ...برای کوچولوهای نازنین، صدها مطلب داریم[لبخند]

ایران

مطلبتون در مورد دندانپزشکی خیلی جالب بود ء چون من هم دقیقا همین تجربه را - البته وقتی پسرم کوچک بود- د اشتم ولی بعدش یه دکتر خوب پیدا کردم که پسرم عاشقش شد و دیگه نترسید

گلناز

عزیزم چقدر بی معرفتی که عکسهاشو برامون نمی ذاری. نمی گی من الان مردم از بس لاریسای چند ماه بعد تو ذهنم تصور کردم؟ خصوصیتم بگیر.